خروس با محل

خرید بک لینک

دو تا خروس تو خونمون داريم، به معناي واقعيه كلمه بي محل، فقط از ساعت هفت شب تا پنج صبحه كه صداي قوقولي قوقوشونو نميشنوي. در بقيه ي ساعات شبانه روز كاملا قبراق و قوي بصورت كاتوره ايي مشغول آواز خوندن هستن، يه مدتي سعي كردم دليل اينكه اينهمه اونم تو هر ساعتي اينقدر صداشون در مياد و بفهمم، اولين چيزي كه فهميدم عادت بود، من هميشه حدودا هفت صبح براشون نون ميريختم كه بخورن، اونا هم هميشه يه مدت قبلش پاي اون پنجره كه من نون ها رو ميريختم حاضر ميشدن و اگه مثلا يه ساعت دير اينكار و ميكردم خونه رو ميزاشتن رو سرشون، دومين چيزي كه فهميدم ارتباط عجيبي بود كه با خروسهاي خونه هاي همسايه ها داشتن،يعني اينكه اول خروس ما يه قوقولي قوقو ميكرد بعد خروس همسايه، بعد صداي خروسي ديگه دورتر ، بعد صداي يه خروس از شرق، دوباره صداي يكي ديگه از جنوب و بعد دوباره خروس ما،اين روال بطرز عجيبي هماهنگ و بدون اينكه يكدومشون پس و پيش كنن انجام ميشد و مثلا يك ربع اين وضعييت ادامه داشت، اكثر اوقات اين صداها شديد رو اعصابم بود مخصوصا وقتي ميخواستي بخوابي، اونوقت اين صداها شبيه پتك عمل ميكرد و جوري بود كه حس ميكردم الان تنها كاري كه ميشه كرد اينه كه امشب شام كباب خروس بخورم، تا اينكه دو سه روزي هوا شديد سرد شد و باروني ممتد شروع به باريدن كرد، ديگه ساعت هفت صبح صدايي نيومد، ديگه تو روز خبري از اون آوازهاي دسته جمعي و هماهنگ نبود، اون روز يه كلمه هم نتونستم بنويسم، حتي نتونستم بخوابم و در واقع هيچ كاري نتونستم انجام بدم .

غذاشونو گرفتم و رفتم كنار لونه اشون، بي سر و صدا روبه روي هم نشسته بودن.

من بارون و خيلي دوست دارم اما اون لحظه دلم براي هواي صاف و آفتابي تنگ شده بود.

قسمتی از بوم رنگ...

ما را در سایت قسمتی از بوم رنگ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 48 تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 0:05

صفحه بندی